ما برای رشد کردن ساخته شدهایم، نه برای درجا زدن—بهخصوص در عشق.
من بهمن یعقوبی هستم.
سالها پیش، من در نقطهای ایستاده بودم که شاید برای شما خیلی آشنا باشد. در زندگی حرفهای، همهچیز منطقی بود: یاد میگرفتم، تلاش میکردم، نتیجه میگرفتم. یک «چرخه رشد» واضح وجود داشت. اما وقتی به مهمترین تصمیمهای زندگی، یعنی روابط عاطفی، نگاه میکردم، آن چرخه را نمیدیدم.
میدیدم که چطور باهوشترین و توانمندترین دوستانم، و حتی خودم، در روابطی گیر میکردیم که ما را تحلیل میبرد. روابطی که در آن به جای «رشد برد-برد» ، یک فرسایش تدریجی حاکم بود. انگار تمام ابزارهای منطقی و تحلیلی خود را پشت در میگذاشتیم و با یک سری باورهای قدیمی و ناکارآمد وارد مهمترین «سرمایهگذاری» زندگیمان میشدیم.
آن روزها از خودم میپرسیدم: «چرا؟ چرا ما که برای بهینهسازی همهچیز تلاش میکنیم، در عشق اینقدر منفعل و سردرگم هستیم؟»
این سوال، نقطه شروع هدف من بود. فهمیدم که مشکل از ما نیست؛ مشکل از نداشتن یک «نقشه راه» است. مسیری که به ما یاد بدهد چطور چرخه رشد و توسعه فردی را در روابطمان هم ایجاد کنیم. مسیری که به ما کمک کند باورهایمان را به چالش بکشیم، اصیل باشیم و تصمیمهای بزرگ را با شجاعت و شفافیت بگیریم.
من این مسیر را با ترکیب سه عنصر ساختم:
۱. علم روانشناسی مبتنی بر شواهد: چون عشق جادو نیست، الگوهای قابل درک دارد.
۲. تجربیات واقعی و صادقانه: چون تئوریها تا زمانی که در دنیای واقعی آزمایش نشوند، بیفایدهاند.
۳. قدرت هوش مصنوعی: چون در دنیای پیچیده امروز، به ابزارهای هوشمند برای تحلیل دادهها و پشتیبانی از تصمیمهایمان نیاز داریم.
امروز، من اینجا هستم تا این نقشه راه را با شما به اشتراک بگذارم. من یک مرشد یا گورو نیستم؛ یک رفیق راهم که چند قدم جلوتر از شما این مسیر را رفته، خودش را ساخته و حالا اینجاست تا به شما کمک کند چرخه رشد خودتان را بسازید. بیایید با هم یاد بگیریم چطور روابطی بسازیم که نه تنها دوام بیاورند، بلکه باعث شکوفایی ما شوند.